خرید بک لینک
http://s8.picofile.com/file/8349000542/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg

خلاصه کتاب:

زمانی در سواحل جنوب جز نخل و قایق ماهیگیری چیز دیگری نبود، به همراه کلبه های حصیری، بوی ماهی و عشق به دریا. البته همه کسانی که به دریا می رفتند همیشه به خانه خود برنمی گشتند و گاه می شد که گرفتار طوفان و حوادث مختلف شده و همچون پیرمرد این داستان از دریا به آسمان می رفتند و زمین را به دیگران وامی گذاشتند. اما این پیرمرد پسری داشت که پس از او هر روز به ساحل می رفت و منتظر بازگشت او بود.
به این ترتیب، هفته ها و ماهها و سالها سپری شد تا اینکه… .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: جمعه 19 بهمن 1397 ساعت: 23:45

صفحه بندی